تیغ کاتر را روی بدن عروسکی که برایم خریدی گذاشتم
و شکم بدن بی جانش را از هم دریدم .
آنوقت دستگاه الکترونیکی که با فشار دادن دکمه ای میگفت «I Love You»
را در آوردم و از پنجره بیرون پرت کردم...
دیگر از جمله ی «دوستت دارم» متنفرم
مخصوصا وقتی میبینم دوستت دارم هایی که به من می گفتی،
از دوستت دارم هایی که یک عروسک بی جان می گوید هم زودتر تمام شــــــد...